درخت زردآلویه سر گلنار غربی
درخت زردآلویه سر گلنار غربی بالاخره آشتی کرد... بالاخره اون وحشی بازیایی که بچه های مدرسه عدل برای کندن چاقاله هاش در می آوردن رو فراموش کرد و تصمیم گرفت باز هم يه درخت زرد آلو بشه...
چند ساله آخری که مدرسه عدل باز بود بچه ها دیگه به این درخت حجوم نمی بردن، چون دیگه میوه نمیداد!
سالهاست که مدرسه هم تعطیل شده و دیگه بچه ای نیست...
و حالا بعد از این همه سال... درخت زردآلویه سر گلنار غربی آشتی کرده!!! امسال... بعد از اين همه سال...
سالها بود كه اين طعم رو نچشيده بودم... هنوز هم چاقاله هاش به همون خوشمزگيه روزهاي بهاريه مدرسه عدلن!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۴:۱۹ ب.ظ توسط آدم حسابی
|
اصولا اشخاصی که قلم دست میگیرند و افکار و احساساتشان را با کلمات و جملات بیان میکنن، خیلی آدم های خفن و فهمیده ای هستند. مهم نیست چه مینویسند و چگونه فکر میکنند یا اینکه اصلا فکر میکنند یا نه. اصلن حرف زدن بلند، یا جفنگیات سرهم میکنند. مهم نیست! همین که مینویسند، یعنی آدم حسابی اند و دمشان گرم...